پاور ورد
ثبت نام / ورود سبد خرید 0
دانلود کتاب میک هارته این جا بود اثر باربارا پارک pdf

دانلود کتاب میک هارته این جا بود اثر باربارا پارک pdf

پی دی اف

شناسه: 384785

نویسنده: باربارا پارک

مترجم: نازنین دیهیمی

 

دانلود کتاب میک هارته این جا بود اثر باربارا پارک pdf


خیلی از ما فکر می‌کنیم مرگ و مصیبت همیشه با یک موسیقی غمگین، آسمانی ابری یا یک بیماری طولانی از راه می‌رسد. اما در زندگی واقعی، تراژدی معمولاً خیلی احمقانه، بی‌خبر و وسط یک روز کاملاً آفتابی رخ می‌دهد. صبح با برادرت سر این‌که چه کسی شیرینی آخر را بخورد دعوا می‌کنی، و بعدازظهر همان روز، او دیگر روی کره‌ی زمین نفس نمی‌کشد.

کتاب میک هارته این جا بود اثر باربارا پارک (با عنوان اصلی Mick Harte Was Here) دست روی همین تجربه‌ی بهت‌آور می‌گذارد.

این کتاب رمانی کم‌حجم اما فوق‌العاده عمیق است که از زبان دختری سیزده‌ساله به نام «فیبی» روایت می‌شود. فیبی برادر دوازده‌ساله‌اش، «میک»، را در یک سانحه‌ی دوچرخه‌سواری از دست داده است؛ آن‌هم فقط به خاطر یک تصمیم به ظاهر کوچک: نبستن کلاه ایمنی.

باربارا پارک در این شاهکار کوچک، مرز بین خنده و گریه را برمی‌دارد. او کتابی ننوشته که شما را در باتلاق افسردگی غرق کند؛ بلکه داستانی ساخته که در اوج اشک ریختن، لبخند به لب‌تان می‌آورد و جای خالی یک آدم را برای همیشه در دل‌تان ثبت می‌کند.


باربارا پارک کیست و چرا این کتاب یک غافلگیری بزرگ بود؟

بیشتر بچه‌ها و والدین در سراسر جهان، باربارا پارک را با مجموعه‌کتاب‌های فوق‌العاده خنده‌دار و پرطرفدار «جونی بی جونز» (Junie B. Jones) می‌شناسند. او سال‌ها با طنز بی‌نظیر و زبان کودکانه‌اش توانسته بود میلیون‌ها کودک را به کتاب‌خوانی علاقه‌مند کند.

اما وقتی پارک در سال ۱۹۹۵ کتاب میک هارته این جا بود را نوشت، دنیای ادبیات کودک و نوجوان شگفت‌زده شد.

او نبوغ طنزپردازی‌اش را این بار در خدمت یکی از تاریک‌ترین موضوعات انسانی یعنی «سوگ خواهر و برادری» قرار داد. هنر باربارا پارک در این کتاب این است که اجازه نمی‌دهد داستان به یک موعظه‌ی خشک اخلاقی یا یک بیانیه‌ی راهنمایی و رانندگی تبدیل شود. او یک خانواده‌ی واقعی با همه‌ی شوخی‌ها، دعواها و روزمرگی‌هایشان را خلق می‌کند و بعد نشان می‌دهد وقتی یکی از ستون‌های این خانه کنده می‌شود، بقیه چطور تلاش می‌کنند سرپا بمانند.


داستان کتاب دقیقاً درباره‌ی چیست؟

راوی داستان «فیبی هارته» است. ماجرا از یک ماه بعد از مرگ برادرش میک آغاز می‌شود؛ زمانی که فیبی تصمیم می‌گیرد همه‌چیز را بنویسد تا مطمئن شود خاطره‌ی برادرش هرگز محو نخواهد شد.

میک یک پسربچه‌ی ۱۲ ساله‌ی شیطان، پرانرژی، بدلباس و به‌شدت دوست‌داشتنی بود. از آن پسرهایی که روی سرشان سوپ می‌ریختند تا بقیه را بخندانند، یا با جوراب‌های لنگه‌به‌لنگه در مدرسه می‌چرخیدند. در روز حادثه، میک با دوچرخه‌اش به سمت مسابقه‌ی فوتبال می‌رود. او فقط می‌خواسته از روی یک تپه‌ی کوچک بپرد؛ کاری که صدها بار قبل از آن انجام داده بود.

اما این بار پایش لیز می‌خورد، جلوی یک ماشین می‌افتد و سرش به جدول خیابان برخورد می‌کند.

ماشین حتی سرعت بالایی نداشت. دوچرخه صدمه‌ی چندانی ندید. بدن میک حتی یک استخوان شکسته نداشت. اما سرش بدون محافظ بود. ضربه به جمجمه باعث آسیب مغزی و مرگ فوری او شد.

حالا فیبی مانده است با خانه‌ای که صدای خنده‌های میک در آن قطع شده، کمدی که پر از کلاه ایمنیِ دست‌نخورده‌ی اوست، و مادری که هر روز باید به قاشق و چنگال‌های روی میز خیره شود و یادش بیاید که دیگر قرار نیست برای چهار نفر بشقاب بچیند.


میک هارته چطور آدمی بود و چرا رفتنش این‌قدر سنگین است؟

یکی از درخشان‌ترین تکنیک‌های باربارا پارک در این رمان این است که به جای شروع داستان از لحظه‌ی تصادف، اول میک را به ما می‌شناساند. ما از طریق خاطرات فیبی می‌فهمیم که میک اصلاً یک «فرشته‌ی معصوم و بی‌نقص» نبود؛ او یک پسر بچه‌ی کاملاً معمولی با همه‌ی رفتارهای روی مخ و خنده‌دار هم‌سن‌وسال‌هایش بود.

فیبی تعریف می‌کند چطور میک در جشن هالووین خودش را شبیه سگ درآورد، چطور در تمرین سرود مدرسه خراب‌کاری کرد، و چطور با شوخی‌های بی‌مزه‌اش روزهای خسته‌کننده را نجات می‌داد.

این بازنماییِ صادقانه باعث می‌شود که خواننده با تمام وجود درک کند که رفتن او چه حفره‌ی بزرگی در زندگی این خانواده ایجاد کرده است. میک فقط یک قربانی در آمار تصادفات نیست؛ او پسری بود که زندگی با تمام سرعت در رگ‌هایش جریان داشت.


کلاه ایمنی؛ پیامی که تبدیل به شعار نشد

خیلی از کتاب‌هایی که درباره‌ی ایمنی نوشته می‌شوند، حالتی آموزشی و تحمیلی دارند. بچه با خواندن آن‌ها حس می‌کند یک معلم با اخم بالای سرش ایستاده و دارد تذکر می‌دهد.

اما کتاب میک هارته این جا بود این مفهوم را با خون و دل بیان می‌کند. فیبی در بخشی از کتاب می‌گوید:

«کلاه ایمنی میک نو و سفید بود، اما توی کمد زیر تختش خاک می‌خورد. چون فکر می‌کرد اگر کلاه بگذارد قیافه‌اش شبیه احمق‌ها می‌شود. ولی می‌دانید قیافه‌ی احمق واقعی چطوری است؟ کسی که به خاطر نبستن یک تکه پلاستیک، تمام آینده‌اش را دور می‌اندازد.»

این جمله‌ها چنان ضربه‌ای به خواننده می‌زند که هیچ تبلیغ تلویزیونی یا پوستر آموزشی توان رقابت با آن را ندارد. پارک به نوجوانان نمی‌گوید «کلاه بگذارید چون کار خوبی است»؛ او نشان می‌دهد که عواقبِ یک ثانیه لجبازی، تا آخر عمر چه آواری بر سر پدر، مادر و خواهرت خراب میکند.


روان‌شناسی سوگ از دیدگاه یک خواهر نوجوان

یکی از مهم‌ترین ارزش‌های روان‌شناختی کتاب، تصویر دقیق و بی‌پرده‌ای است که از مراحل سوگ در نوجوانان ارائه می‌دهد. سوگِ بچه‌ها با بزرگسالان فرق دارد؛ آن‌ها احساسات پیچیده‌تری مثل احساس گناه، خشم بی‌دلیل و شرم از شاد بودن را تجربه می‌کنند.

فیبی در طول داستان با احساسات متناقضی دست‌وپنجه نرم می‌کند:

شوک و انکار ابتدایی

او در ساعت‌های اول حادثه، مدام منتظر است که این ماجرا یک شوخی مسخره از طرف میک باشد. نمی‌تواند باور کند پسری که چند دقیقه پیش پایش را لگد کرده بود، حالا روی تخت بیمارستان تکان نمی‌خورد.


احساس گناه بازمانده

فیبی یادش می‌آید که آخرین کلماتی که به میک گفت یک توهین ساده سرِ شیرینی بود. او بارها خودش را سرزنش می‌کند که چرا در آخرین لحظه با او مهربان‌تر نبوده است.


خشم از جهان و ترحم دیگران

وقتی فیبی به مدرسه برمی‌گردد، از نگاه‌های دلسوزانه‌ی هم‌کلاسی‌ها و معلم‌ها متنفر است. او دوست ندارد تبدیل به «آن دختری که برادرش مرده» بشود.


عذاب وجدان خندیدن

یکی از دردناک‌ترین صحنه‌های کتاب زمانی است که فیبی بعد از هفته‌ها به یک موضوع خنده‌دار می‌خندد و بلافاصله احساس گناه می‌کند؛ گویی خندیدن به معنای خیانت به خاطره‌ی برادر مرده‌اش است.

باربارا پارک نشان می‌دهد که همه‌ی این احساسات بخشی از مسیر طبیعی سوگواری هستند و عبور از آن‌ها زمان می‌برد.


مواجهه جامعه با خانواده داغ‌دیده؛ وقتی آدم‌ها بلد نیستند چه بگویند

کتاب نگاهی بسیار واقع‌بینانه و گاهی تلخ به رفتار اطرافیان با یک خانواده‌ی مصیبت‌زده دارد.

همسایه‌ها با کاسه‌های سوپ و غذا به خانه‌ی هارته‌ها هجوم می‌آورند. در راهروهای مدرسه صدای پچ‌پچ‌ها قطع نمی‌شود. بهترین دوستان فیبی نمی‌دانند در حضور او باید چه رفتاری داشته باشند؛ آیا باید درباره‌ی میک حرف بزنند یا طوری وانمود کنند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است؟

پارک خیلی هوشمندانه این نابلدیِ عمومی در مواجهه با مرگ را به تصویر می‌کشد. کتاب به خواننده یادآوری می‌کند که گاهی یک در آغوش کشیدن ساده یا فقط سکوت کردن در کنار فرد داغ‌دیده، بسیار باارزش‌تر از ده‌ها جمله‌ی کلیشه‌ای مثل «او الان در جای بهتری است» یا «باید قوی باشی» خواهد بود.


تجربه‌ی خواندن این کتاب چه حسی به آدم می‌دهد؟

اگر بخواهم خیلی صادقانه حس خواندن این کتاب را توصیف کنم، باید بگویم این رمان مثل یک بارش بهاریِ کوتاه اما بسیار شدید است.

کتاب آن‌قدر کوتاه و روان است که می‌توانید آن را در یک یا دو نشست تمام کنید. اما حجم احساساتی که در این صفحات کم جا گرفته، شگفت‌انگیز است. در فصل‌هایی از کتاب قهقهه می‌زنید چون شوخی‌های میک واقعاً بامزه‌اند؛ و درست چند سطر بعد، با بغضی سنگین روبه‌رو می‌شوید که گلویتان را فشار می‌دهد.

بزرگ‌ترین دستاورد کتاب این است که بعد از تمام شدنش، دلتان می‌خواهد بروید و اعضای خانواده‌تان را محکم بغل کنید. این رمان به شکل غریبی ارزشِ حضور آدم‌های دور و برمان را در لحظه‌ی اکنون به رخ می‌کشد.


چرا این کتاب برای هر سنی خواندنی و تکان‌دهنده است؟

با این‌که کتاب میک هارته این جا بود در رده‌ی ادبیات نوجوانان منتشر شده، اما تقلیل دادنش به یک کتاب بچگانه، یک اشتباه بزرگ است.

برای یک نوجوان، این اثر درس بزرگی از مسئولیت‌پذیری در قبال زندگی خود و درک عمیق رابطه‌ی خواهر و برادری است.
برای یک پدر یا مادر، خواندن درد و رنج خانواده‌ی هارته زنگ خطری بیدارکننده درباره‌ی مراقبت از فرزندان است.
و برای هر انسان بزرگسالی، این کتاب یک بازخوانی لطیف و صمیمی از نحوه‌ی کنار آمدن با فقدان‌های ناگهانی زندگی است.


این کتاب برای چه کسانی مناسب‌تر است؟

نوجوانان بالای ۱۱ سال

اگر به دنبال داستانی هستید که بدون نصیحت مستقیم، مفاهیمی مثل مسئولیت‌پذیری، ارزش خانواده و سوگ را آموزش دهد، این یکی از بهترین گزینه‌هاست.


کسانی که درگیر غم از دست دادن یکی از نزدیکان هستند

روایت صادقانه‌ی فیبی از مراحل اندوه، برای هر کسی که جای خالی عزیزی را در خانه تجربه کرده، تسلی‌بخش و التیام‌دهنده خواهد بود.


علاقه‌مندان به داستان‌های کوتاه، احساسی و عمیق

اگر فرصت خواندن رمان‌های چندصد صفحه‌ای را ندارید و دنبال کتابی می‌گردید که در کمترین زمان بیشترین اثر عاطفی را بگذارد، این اثر انتخاب فوق‌العاده‌ای است.


این کتاب شاید برای چه کسانی انتخاب اول نباشد؟

اگر در حال حاضر داغدار حادثه‌ای تازه هستید و روح‌تان تحمل مواجهه با توصیفات بیمارستان یا مراسم خاکسپاری را ندارد، شاید بهتر باشد کمی به خودتان زمان بدهید و بعد سراغ این اثر بروید.

همچنین کسانی که به دنبال داستان‌های ماجراجویانه، پررمزوراز یا فانتزی هستند، ممکن است سادگی و رئالیسم روزمره‌ی این کتاب را متناسب با سلیقه‌شان نبینند.


چند نکته‌ی ماندگار از دل رمان

شوخی‌ها و خنده‌ها بعد از مرگ تمام نمی‌شوند

خاطرات شاد، تنها چیزی هستند که می‌توانند بار سنگینِ تاریکیِ فقدان را سبک‌تر کنند.


یک تصمیم ساده می‌تواند تاریخ یک خانواده را برای همیشه عوض کند

ایمنی و احتیاط، نشانه‌ی ترسو بودن نیست؛ احترام به حق زندگی خودت و آرامش کسانی است که دوستت دارند.


برای بهتر شدن حالت عجله نکن

سوگ یک جدول زمان‌بندی‌شده ندارد؛ هر کس با سرعت خودش تکه‌های خردشده‌اش را جمع می‌کند.


عشق واقعی به یک عزیز، فراموش نکردن اوست

فیبی با نوشتن این داستان نشان داد که میک تا زمانی که در یادها زنده‌ست، واقعاً از این دنیا نرفته است.


پرسش‌های متداول درباره کتاب میک هارته این جا بود

آیا کتاب میک هارته این جا بود بر اساس یک داستان واقعی نوشته شده؟

باربارا پارک اعلام کرده که داستان خیالی است، اما انگیزه‌ی نوشتن آن را از حوادث واقعیِ تلخی گرفته که در آن‌ها کودکان به دلیل نبستن کلاه ایمنی در تصادفات ساده جان خود را از دست داده بودند.


چند صفحه است و چقدر خواندنش طول می‌کشد؟

کتاب بسته به ترجمه و قطع چاپ، معمولاً حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ صفحه است و خواندن آن بیش از دو یا سه ساعت زمان نمی‌برد.


رده‌ی سنی دقیق کتاب چیست؟

این کتاب به طور رسمی برای گروه سنی ۱۰ تا ۱۶ سال مناسب است، اما عمق احساسی آن برای بزرگسالان نیز فوق‌العاده جذاب است.


پیام اصلی کتاب چیست؟

ترکیبی از اهمیت محافظت از جان در رفتارهای پرخطر روزمره و آموزش پذیرشِ واقع‌بینانه و انسانیِ پدیده‌ی سوگ در میان اعضای خانواده.


یه فکر ساده برای آخر

کتاب میک هارته این جا بود اثر باربارا پارک یک یادآوری تلخ اما ضروری است درباره‌ی تمام آن چیزهایی که در زندگی معمولی به نظرمان بدیهی می‌آیند: صدای بسته‌شدن در اتاق، کل‌کل‌های سر میز شام، و صدای خنده‌ی کسی که سال‌هاست کنار ما نفس می‌کشد.

این داستان به ما یاد می‌دهد که زندگی چقدر روی یک تار مو بند است، و عشق چقدر وظیفه دارد تا از همین لحظات شکننده‌ی روزمره مراقبت کند.

شاید مهم‌ترین سؤالی که بعد از بستن کتاب و پاک کردن اشک‌هایتان در ذهن می‌ماند این باشد:
چند بار در روز فراموش می‌کنیم به آدم‌هایی که کنارمان راه می‌روند بگوییم چقدر وجودشان برایمان حیاتی است، پیش از آن‌که تنها چیزی که از آن‌ها برایمان می‌ماند یک صندلی خالی و یک کمد پر از خاطره باشد؟

4/5 ‫(1 نظر)
اطلاعات محصول
  • حجم فایل : 7 مگابایت
  • فرمت : pdf (غیر قابل ویرایش)
  • تعداد صفحات : 57 ص
نظر شما چیست ؟

نظرتان درباره دانلود کتاب میک هارته این جا بود اثر باربارا پارک pdf را با سایر بازدیدکنندگان سایت به اشتراک بگذارید.

16 +=20

آشنایی با فرایند پشتیبانی محصولات:

✅ کلیه محصولات پیش از انتشار توسط کارشناسان پاور ورد بررسی شده و در صورت عدم وجود مشکل در نصب و فعالسازی منتشر می گردند. توجه داشته باشید تست محصولات در شرایط استاندارد (وردپس نصب شده فاقد افزونه های جانبی و استفاده از قالب های پیش فرض) می باشد.

✅ پیش از اقدام به نصب قالب یا افزونه های دریافتی حتما فایل دانلودی از پاور ورد را یک مرحله روی هارد دیسک رایانه خود از حالت فشرده خارج کنید و محتوای فایل دانلودی را به دقت بررسی نمایید زیرا در بسیاری از موارد فایل دریافتی شامل راهنمای نصب و سایر اطلاعات مورد نیاز جهت نصب می باشد.

✅ توجه داشته باشید محصولاتی که توسط پاور ورد طراحی نشده و از مارکت های جهانی خریداری شده اند صرفا شامل ترجمه زبان فارسی و تغییرات برای بهبود در زبان فارسی(راستچین) هستند و مشکلات یا باگ های احتمالی که ناشی از فارسی سازی یا ترجمه محصول نباشند می باید توسط طراح اصلی محصول رفع شوند و تا رفع این مشکلات می باید منتظر انتشار نسخه جدید توسط طراح اصلی محصول باشید.

✅ قابل ذکر است پشتیبانی محصولات به صورت لحظه ای نبوده و کارشناسان ما برای پاسخگویی به تیکت های احتمالی شما تا ۴۸ ساعت در روزهای غیر تعطیل فرصت دارند. لذا پس از ثبت تیکت در سیستم پشتیبانی شکیبا باشید و از ثبت تیکت های متعدد خودداری کنید.

✅ جهت ثبت هرگونه درخواست پشتیبانی و همچنین اخذ راهنمایی یا گزارش در مورد محصولات لطفا بر روی دکمه ثبت تیکت در زیر کلیک کنید.

ثبت تیکت پشتیبانی