دانلود کتاب حال خوب با هم اثر دکتر دیوید برنز pdf
خیلی از کتابها دربارهی رابطه حرف میزنن، اما بیشترشان یا زیادی کلیان، یا زیادی مهربان و نرم، یا برعکس، پر از تکنیکهاییان که روی کاغذ خوب به نظر میرسن ولی وسط یک دعوای واقعی یاد آدم نمیمونن. کتاب حال خوب با هم اثر دکتر دیوید برنز از آن کتابهاست که میخواهد برود سر اصل مسئله: اینکه چرا آدمها با اینهمه علاقه، اینقدر راحت همدیگر را زخمی میکنن.
اسم کتاب شاید اولش کمی آرام و نرم به نظر برسد، اما محتوایش اصلاً شل و ول نیست. اینجا با یک کتاب جدی دربارهی ارتباط، تعارض، رنجش، سوءتفاهم و آشتی طرفیم. کتاب میگوید خیلی وقتها مشکل رابطه این نیست که دو نفر همدیگر را دوست ندارند. مشکل اینه که بلد نیستن در لحظهی تنش، طوری حرف بزنن که اوضاع بدتر نشه.
و خب این حرف، خیلی بیشتر از چیزی که به نظر میرسه دردناک و واقعیه.
دکتر دیوید برنز کیست و چرا حرفش هنوز جدی گرفته میشود؟
دیوید برنز را بیشتر با کتاب معروف حال خوب میشناسن؛ همان کتابی که در حوزهی شناختدرمانی و افسردگی سالهاست خوانده میشود. او روانپزشک و درمانگریست که کارش فقط در حد توصیههای عمومی نمانده و سالها با مراجعان واقعی، در موقعیتهای واقعی، کار کرده.
نکتهی مهم دربارهی برنز اینه که معمولاً سعی میکند حرفهای پیچیدهی روانشناسی را به زبان کاربردی ترجمه کند. نه آنقدر سطحی که بیفایده شود، نه آنقدر تخصصی که فقط درمانگرها ازش سر دربیارن.
در کتاب حال خوب با هم هم همین ویژگی دیده میشود. او از دل درمان شناختی-رفتاری و تجربهی بالینیاش، میخواهد نشان بدهد چرا مکالمههای ما خراب میشوند و چطور میشود همانجا، وسط تنش، مسیر را عوض کرد.
این کتاب دقیقاً دربارهی چیست؟
اگر بخوام خیلی خلاصه بگم، حال خوب با هم کتابی دربارهی اینه که چطور با آدمها بهتر حرف بزنیم، کمتر دعوا را شعلهور کنیم، و وقتی ناراحتیم، به جای حمله یا دفاع، ارتباط مؤثرتری بسازیم.
اما این تعریف، هنوز نصف ماجراست.
کتاب فقط دربارهی «خوب حرف زدن» نیست. دربارهی این هم هست که چرا اصلاً خوب حرف نمیزنیم. چرا وقتی ناراحت میشویم، فوری میرویم سراغ سرزنش. چرا وقتی از یکی میرنجیم، بیشتر دنبال اثبات حقانیت خودمانیم تا فهمیدن طرف مقابل. و چرا حتی وقتی نیتمان خوبه، مدل بیانمان رابطه را خرابتر میکند.
برنز از همان اول روشن میکند که رابطهها بیشتر از آنکه با نیت بد خراب شوند، با الگوهای اشتباه ارتباطی فرسوده میشوند.
این جمله، به نظرم قلب کتابه.
فرق این کتاب با خیلی از کتابهای رابطه چیست؟
فرقش اینه که نمیگوید فقط مهربانتر باش، بیشتر گوش بده، یا طرف مقابل را درک کن. اینها را تقریباً همه میگویند. مسئله اینه که چطور؟
وسط دعوا، وسط خشم، وسط دلخوری، وقتی طرف مقابل دارد چیزی میگوید که بهت برمیخورد، چطور باید هم آرام ماند، هم خودت را نباخت، هم گفتگو را از دست نداد؟
کتاب سعی میکند همین «چطور» را باز کند. برای همین از آن کتابهایی نیست که فقط جملات قشنگ بدهد. برعکس، بعضی جاها حتی خشک و تمرینی میشود. ولی همین ویژگی برای خیلیها نقطهی قوتشه. چون بالاخره از حرفهای مبهم رد میشود و میگوید اگر میخواهی رابطهات بهتر شود، باید مدل گفتوگو کردنت را عوض کنی.
یکی از مهمترین حرفهای کتاب این است: ما معمولاً بلد نیستیم انتقاد را بدون حمله بیان کنیم
خیلی از آدمها فکر میکنن مشکل از اینه که طرف مقابلشان گوش نمیدهد. برنز میگوید گاهی مسئله این نیست که او گوش نمیدهد، مسئله اینه که تو طوری حرف میزنی که شنیدن را برای او سخت میکنی.
مثلاً وقتی به جای بیان احساس، فوری قضاوت میکنی.
وقتی به جای گفتن اینکه «از این رفتار ناراحت شدم»، میگی «تو همیشه بیملاحظهای».
وقتی به جای توضیح تجربهی خودت، شخصیت طرف را زیر سؤال میبری.
اینجور جملهها گفتوگو را نمیسازن. جنگ قدرت میسازن.
کتاب خیلی دقیق نشان میدهد که ما چطور بدون اینکه متوجه باشیم، از زبان برای دفاع، حمله، شرمسار کردن یا گرفتن امتیاز استفاده میکنیم. بعد هم تعجب میکنیم که چرا طرف مقابل بسته شد، عصبی شد، یا عقب کشید.
پنج راز ارتباط مؤثر در این کتاب چرا اینقدر مهماند؟
هستهی عملی کتاب، چیزیست که برنز به آن پنج راز ارتباط مؤثر میگوید. این بخش همان جاییست که کتاب را از حرفهای کلی جدا میکند.
۱) خلع سلاح کردن
یعنی به جای اینکه فوری از خودت دفاع کنی، اول ببینی در حرف طرف مقابل چه بخشی—even اگر خیلی کم—میتواند درست باشد. این کار سختتر از چیزیست که به نظر میرسه. چون بیشتر ما در لحظهی انتقاد، فقط میخواهیم از خودمان محافظت کنیم.
اما برنز میگوید اگر اول آن بخش درست را بپذیری، تنش فوری پایین میآید.
نه از روی ضعف.
از روی بلوغ.
۲) همدلی
همدلی در این کتاب فقط یعنی «میفهممت» گفتن نیست. یعنی واقعاً احساس و زاویهی دید طرف مقابل را بگیری. بفهمی او از کجا دارد حرف میزند. حتی اگر با نتیجهگیریاش موافق نباشی.
۳) پرسشگری
به جای اینکه فرض کنی میدانی طرف مقابل چه منظوری دارد، سؤال بپرس. شفاف کن. دقیق شو. خیلی از دعواها بر پایهی حدسهایی شکل میگیرن که هیچوقت بررسی نمیشن.
۴) بیان احساس با زبان شخصی
همان چیزی که معمولاً در روانشناسی به شکل جملههای «من احساس میکنم…» میشناسیم. این مدل حرف زدن، حمله را کمتر میکند. چون به جای تهاجم، تجربهی خودت را مطرح میکنی.
۵) قدردانی و تأیید
این یکی شاید ساده به نظر برسد، ولی در عمل خیلی کم اتفاق میافتد. برنز میگوید حتی وسط اختلاف هم میشود چیزی را در طرف مقابل دید و به رسمیت شناخت. همین کار، فضای گفتگو را انسانیتر میکند.
این پنج بخش، اگرچه روی کاغذ سادهاند، اما اجرایشان وسط دعوا اصلاً آسون نیست. و خود کتاب هم این را میفهمد.
کتاب فقط برای رابطه عاطفی است؟ نه، خیلی فراتر از این حرفهاست
اسم و حالوهوای کتاب ممکنه اول آدم را ببرد سمت رابطهی عاشقانه یا زندگی مشترک. اما واقعیت اینه که حال خوب با هم فقط برای زن و شوهر یا پارتنرها نیست.
این کتاب به درد رابطه با:
- پدر و مادر
- فرزند
- خواهر و برادر
- دوست صمیمی
- همکار
- رئیس
- و حتی آدمهایی که کلاً سخت میشود باهاشان حرف زد
هم میخورد.
چون مسئلهی اصلیاش «نوع ارتباط» است. و این چیزی نیست که فقط در روابط عاطفی مهم باشد. بعضی از ما در محیط کار بیشتر از خانه درگیر سوءتفاهم و تنش میشویم. بعضیها برعکس. بعضیها با شریک عاطفیشان نرماند، اما با خانوادهشان فوراً گارد میگیرن. این کتاب برای همهی این موقعیتها حرف دارد.
یکی از بخشهای ارزشمند کتاب این است که ما را با تحریفهای فکری در رابطه روبهرو میکند
برنز که ریشهاش در شناختدرمانیه، طبیعیه که به خطاهای فکری هم توجه ویژه داشته باشه. و اینجا دقیقاً همان نقطهایست که کتاب عمق بیشتری پیدا میکند.
خیلی وقتها ما نه فقط بد حرف میزنیم، بلکه قبل از آن، بد فکر میکنیم.
مثلاً:
- ذهنخوانی میکنیم
- نیتخوانی میکنیم
- از یک رفتار، یک نتیجهی کلی میگیریم
- طرف مقابل را با یک برچسب جمع میبندیم
- از یک بحث، میرسیم به «تو هیچوقت…» یا «تو همیشه…»
این مدل فکر کردن، پیش از آنکه مکالمه شروع شود، رابطه را خراب کرده. کتاب کمک میکند بفهمی چهطور ذهن خودت در تنش، داستانهایی میسازد که بعد تو همان داستانها را واقعی فرض میکنی.
و خب این بخش، برای خیلیها واقعاً تلنگر دارد.
تجربهی خواندن این کتاب چه حسی میدهد؟
اگر بخوام صادقانه بگم، این کتاب از آن کتابهایی نیست که فقط حس خوبی به آدم بدهد. بعضی جاها حتی ممکنه کمی اعصابت را خرد کند. چون مدام آینه میگذارد جلوت.
آدم موقع خواندنش چند بار با خودش میگوید:
«خب، این دقیقاً همون کاریه که من میکنم.»
یا: «من فکر میکردم دارم حقم رو میگیرم، ولی در عمل فقط داشتم آتیش رو بیشتر میکردم.»
برای من، جذابیت اصلی کتاب در همین بود که رابطه را از حالت مبهم درآورد و تبدیلش کرد به یک مهارت قابل بررسی. نه اینکه احساس را حذف کند، نه. ولی میگوید اگر قرار است صمیمیت بماند، باید گفتگو هم یاد گرفته شود.
و این حرف، هم امیدبخشه، هم کمی سنگین. چون دیگر نمیشود همهچیز را گردن «ناسازگاری» انداخت.
نقطه قوت اصلی کتاب چیست؟
به نظرم مهمترین نقطه قوت حال خوب با هم اینه که عملیست. برنز فقط دربارهی رابطه حرف نمیزند؛ ابزار میدهد. مثال میزند. گفتوگوها را باز میکند. نشان میدهد کجای جمله خراب است، کجایش میتواند بهتر شود.
این کتاب برای کسی که فقط دنبال جملات انگیزشی نیست، خیلی مفیدتر از خیلی از کتابهای نرم و کلی دربارهی رابطه است. چون میشود ازش استفاده کرد. حتی اگر کامل اجرا نشود، آدم بعد از خواندنش دیگر مثل قبل حرف نمیزند. یا دستکم، سختتر میتواند نسبت به خرابکاریهای ارتباطی خودش بیخبر بماند.
محدودیت یا ضعف کتاب کجاست؟
این را هم باید گفت. همه با این کتاب یکسان ارتباط نمیگیرن.
اول اینکه بعضی بخشها تمرینی و ساختارمندند، و برای کسانی که متن خیلی روان و روایی دوست دارن، ممکنه کمی آموزشی یا حتی مکانیکی به نظر برسه.
دوم اینکه اجرای تکنیکها در دنیای واقعی، مخصوصاً در رابطههای زخمی یا خیلی پرتنش، به این راحتی نیست که روی کاغذ دیده میشود. یعنی ممکنه آدم کتاب را بخواند و بفهمد چه باید بکند، اما وسط دعوا باز همان الگوی قدیمی برگردد.
سوم هم اینکه بعضی خوانندهها ممکنه حس کنن تأکید زیاد روی «بهتر حرف زدن» گاهی پیچیدگی بعضی رابطههای ناسالم را کمتر از واقعیت نشان میدهد. چون همیشه مشکل فقط روش گفتگو نیست. گاهی مسئله بیاحترامی مزمن، سوءاستفاده، یا فرسودگی عمیق رابطهست. آنجا دیگر کتاب بهتنهایی کافی نیست.
و خب این محدودیت مهمیه.
این کتاب برای چه کسانی مناسبتر است؟
کسانی که مدام در گفتوگوها به بنبست میرسند
اگر حس میکنی هر اختلافی خیلی زود تبدیل به دعوا، قهر یا سوءتفاهم میشود، این کتاب میتواند خیلی به کارت بیاید.
زوجهایی که همدیگر را دوست دارند ولی بلد نیستند درست حرف بزنند
خیلی از رابطهها دقیقاً همینجورین. عشق هست، ولی زبان مشترکِ سالم نه. این کتاب برای این آدمها مفیده.
کسانی که از واکنشهای خودشان در دعوا خسته شدهاند
اگر بعد از هر بحث با خودت میگی «بازم همون کار رو کردم»، این کتاب احتمالاً نکتههای مهمی جلوت میگذاره.
افرادی که به روانشناسی کاربردی علاقه دارند
نه فقط فهمیدن، بلکه استفاده کردن. اینجا کتاب واقعاً به درد همین گروه میخورد.
این کتاب شاید برای چه کسانی انتخاب اول نباشد؟
اگر دنبال یک کتاب ادبی، احساسی یا خیلی روایتمحور دربارهی عشق و صمیمیت هستی، احتمالاً حال خوب با هم انتخاب اولت نیست. این کتاب بیشتر درمانمحوره و روی مهارت میایسته.
همچنین اگر در یک رابطهی شدیداً ناسالم یا آزاردهنده هستی، این کتاب شاید بخشی از آگاهی لازم را بدهد، اما بهتنهایی کافی نیست. چون بعضی مسائل فقط با تکنیک ارتباطی حل نمیشن.
و اگر حوصلهی تمرین و خودنگری نداری، باید بگم این کتاب از آنهایی نیست که فقط بخوانیش و تمام. اگر قرار است اثر کند، باید باهاش کار کنی.
چند ایدهی مهم کتاب که احتمالاً با تو میماند
بیشتر آدمها بدجنس نیستند، بد ارتباط برقرار میکنند
این فرق کوچیکی نیست.
دفاع فوری، معمولاً اوضاع را بهتر نمیکند
بعضی وقتها فقط تنش را بیشتر میکند.
همدلی به معنی تسلیم شدن نیست
میشود طرف مقابل را فهمید، بدون اینکه خودت را حذف کنی.
انتقاد اگر با حمله قاطی شود، شنیده نمیشود
فقط مقاومت میسازد.
رابطهی بهتر، بیشتر از احساس، به مهارت هم نیاز دارد
این شاید مهمترین پیام کل کتاب باشد.
پرسشهای متداول درباره کتاب حال خوب با هم
آیا کتاب حال خوب با هم فقط برای زوجهاست؟
نه. این کتاب برای هر رابطهای که در آن گفتوگو، سوءتفاهم و تعارض وجود دارد مفید است؛ از رابطهی عاطفی گرفته تا خانواده و محیط کار.
آیا لازم است قبلش کتاب حال خوب را خوانده باشیم؟
نه لزوماً. هرچند اگر با نگاه شناختی دیوید برنز آشنا باشی بهتره، اما این کتاب مستقل هم قابل فهمه.
این کتاب بیشتر نظری است یا عملی؟
بیشتر عملی. یکی از ویژگیهای مهمش همین است که راهکارها را به شکل کاربردی و مرحلهبهمرحله توضیح میدهد.
مهمترین پیام کتاب چیست؟
اینکه کیفیت رابطه فقط به میزان علاقه ربط ندارد؛ به مدل فکر کردن، مدل گوش دادن و مدل حرف زدن هم بستگی دارد.
یه سوال که باهات میمونه
کتاب حال خوب با هم اثر دکتر دیوید برنز قرار نیست بهت قول بده که اگر این چند تکنیک را یاد بگیری، دیگر هیچوقت ناراحت نمیشی، دعوا نمیکنی، یا رابطهات همیشه نرم و بیاصطکاک پیش میره. چنین چیزی اصلاً واقعی نیست.
کاری که کتاب میکند، به نظرم مهمتره. به آدم نشان میدهد که بین «حس داشتن» و «بلد بودن» فاصله هست. ممکنه کسی را خیلی دوست داشته باشی، اما هنوز بلد نباشی طوری باهاش حرف بزنی که احساس امنیت و نزدیکی بینتان باقی بماند.
و شاید مهمترین سؤال بعد از خواندن این کتاب این باشد:
وقتی از کسی میرنجی، واقعاً دنبال حل مسئلهای یا فقط میخواهی به هر شکلی ثابت کنی که حق با تو بوده؟
- حجم فایل : 33 مگابایت
- فرمت : pdf (غیر قابل ویرایش)
- تعداد صفحات : 191 ص

دانلود کتاب مرشد و مارگریتا اثر میخائیل بولگاکف pdf
دانلود کتاب من مضطرب اثر استفانی برتولون pdf
دانلود کتاب خوشحالی این مو بلوندها اثر الیف شافاک pdf
دانلود کتاب دختران پر شر و شور اثر کارا الویل لیبا pdf